تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
عقد روزه * به شب نبندد وصال نباشد و از سهل بن عبد اللّه روايت آرند كه هر پانزده روز يك‌بار طعام خوردى و چون ماه رمضان بودى تا عيد هيچ طعام نخوردى و هر شب چهارصد ركعت نماز كردى پس اين از امكان طاقت آدميّت بيرونست و جز بمشرب الهى نتوان كرد و آن تاييدى باشد كه عين آن غذاء وى كردد يكى را غذا طعام دنيا بود و يكى را تاييد مولى و درستست از شيخ ابو نصر السرّاج طاوس الفقراء صاحب لمع كه وى ماه رمضان ببغداد رسيد اندر مسجد شونيزيّه وى را خانهء به خلوت بدادند و امامى درويشان به دو تسليم كردند وى تا عيد اصحابنا را امامى كرد و اندر تراويح پنج ختم بكرد هر شب خادم قرصى بدان در خانهء * وى اندر دادى چون روز عيد بود وى رض برفت خادم نكاه كرد هر سى قرص بجاى بود و على بن بكّار روايت كند كى حفص مصيصى را ديدم اندر ماه رمضان جز پانزده روز هيچ نخورد و از ابراهيم ادهم روايت آرند كه ماه رمضان از ابتدا تا انتها هيچ نخورد و ماه تموز بود هر روز به مزدورى كندم درودى و آنچ بستدى به درويشان دادى و همه شب * تا روز نماز كردى وى را نكاه داشتند * بنخورد و بنه‌خفت و از شيخ ابو عبد اللّه خفيف رح مىآيد كه چون از دنيا بيرون شد چهل چهلهء پشتاپشت بداشته بود و من پيرى ديدم كه هر سال دو چهله بداشتى و دانشمند ابو محمّد بانغزى چون از دنيا بيرون شد من آنجا حاضر بودم هشتاد روز بوده
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 417 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى