تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
از آنچه هرچه انبيا را * بر اظهار روا بود اوليا را * بر اسرار روا بود پس شنيدن كلام وى با بقاء طبع روا نباشد و چهار طبع را چهل روز نفى مشرب و غذا بايد تا مقهور كردند و كلّ ولايت مر صفاء محبّت و لطائف روح را شود و بدين موافقست باب الجوع و ما مر حقيقت آن را مكشوف كردانيم تا معلوم شود و باللّه العون

جوع باب الجوع * و ما يتعلّق بها

قوله تعالى
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ
و قوله عليه السلام بطن جائع احبّ الى اللّه من سبعين عابدا غافلا بدانك كرسنكى را شرفى بزركست و به نزديك امم و ملل ستوده است از آنچ از روى ظاهر كرسنه را خاطر تيزتر بود و قريحه مهذّب‌تر و تن درست‌تر آن را كه شرهى بيشتر نباشد * كه خود را بر رياضت مهيّا كردانيده باشند لانّ الجوع للنفس خضوع و للقلب خشوع جائع را تن خاضع بود و دل خاشع از آنچ قوّت نفسانى بدان ناچيز كردد و قال رسول اللّه صلعم اجيعوا بطونكم و أظمئوا اكبادكم و اعروا اجسادكم لعلّ قلوبكم يرون اللّه عيانا فى الدنيا شكم را كرسنه داريد و جكر را تشنه و تن را برهنه داريد تا مكر خداوند تعالى را به بينيد بدل اكر تن را از كرسنكى بلا بود دل را بدان ضيا بود * و جان را صفا بود و سرّ را لقا بود و چون سرّ لقا يابد و جان صفا يابد و دل ضيا يابد چه زيان اكر تن بلا يابد كه سيرخوردكى را بس خطرى نبود كه اكر خطرى بودى ستوران را سير