تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
تا روزه‌دار بود و روزه از طعام و شراب * كار كودكان و پيرزنان بود روزه از ملجا و مشرب و مهرب بايد كما قال اللّه تعالى
وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ
و نيز كفت جلّ جلاله أ فحسبتم انّما خلقناكم عبثا * ما هر مطبوع را نيازمند طعام كردانيديم و خلق را براى بازى نيافريديم پس امساك از لهو و حرام مىبايد نه از اكل حلال عجب دارم از انك كويد روزهء تطوّع دارم و فريضه دست بدارد كى معصيت ناكردن فريضه است و روزه پيوسته داشتن سنّت فنعوذ باللّه من قسوة القلب و چون كسى را از معصيت عصمت بود همه احوال وى صوم بود كى سهل بن عبد اللّه تسترى رض آن روز كه از مادر بزاد صائم بود و * آن روز كه * بيرون شد صائم بود كفتند چكونه باشد اين كفت آن روز كه مولود وى بود وقت صبح بود تا نماز شام هيچ شير نخورد چون از دنيا * بيرون شد روزه‌دار بود و اين روايت ابو طلحة المالكى آرد رض امّا اندر روزهء وصال نهى آمده‌ست از پيغمبر عم كى چون وى وصال كردى صحابه نيز با وى موافقت كردندى كفت شما وصال مكنيد انّى لست كاحدكم انّى ابيت عند ربّى يطعمنى و يقينى * الى آخر كى من چون شما نيستم مرا هر شب از حقّ تعالى طعام و شراب آرند پس ارباب مجاهدت كفتند كه اين نهى شفقت است نه نهى تحريم و كروهى كفتند كه خلاف سنّت باشد وصال كردن امّا به حقيقت وصال خود محال بود از آنچ چون روز بكذشت شب روزه نباشد و چون