تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
و آن صوم روزى بود و فطر روزى وقتى من به نزديك شيخ احمد بخارى رح اندر آمدم طبقى حلوا اندر پيش وى نهاده بود و همىخورد به من اشارت كرد من بر حكم عادت كودكى كفتم روزه مىدارم كفت چرا كفتم بر موافقت فلان‌كس كفت خلق را بر خلق موافقت درست نيايد من قصد كردم تا روزه بكشايم كفت * اى جوان از موافقت وى تبرّا مىكنى پس موافقت من هم مكن كى من نيز از خلقم و اين هر دو يكى باشد و حقيقت روزه امساك باشد و كلّ طريقت اندرين مضمرست و كمترين درجه اندر روزه كرسنكى است و الجوع طعام اللّه فى الارض كرسنكى طعام خدايست در زمين و كرسنكى به همه زبانها ستوده است اندر ميان خلق شرعا و عقلا پس وجوب روزه يك ماه باشد بر عاقل بالغ مسلم صحيح مقيم و ابتداء آن از رؤيت هلال رمضان باشد يا كمال ماه شعبان و مر هر روز را نيّتى صحيح بايد و شرطى صادق امّا امساك را شرائط است چنانك جوف را از طعام و شراب نكاه دارى بايد كه چشم را از نظارهء * حرام و شهوت و كوش را از استماع * لهو و غيبت و زبان را از كفتن لغو و آفت و تن را از متابعت دنيا و مخالفت شرع نكاه دارى آنكاه اين * روزه بود بر حقيقت كما قال رسول اللّه صلع اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و لسانك و قوله عم ربّ صائم ليس له من صومه الّا الجوع و العطش بسيار روزه‌دارا كى * با پنداشت روزه كرسنه و تشنه بودست من كى على بن عثمان الجلّابى ام پيغمبر را صلعم