توفيق را همچنان نام جواد وى را اطلاق كردند مر صحّت توفيق را و * ز سخاوت * احتراز كردند مر عدم توفيق را و مردمان فرقى كردهاند ميان جود و سخا و كفتهاند سخى آن بود كه اندر جود تمييز كند و * آن موصل غرضى و سببى باشد و اين مقام ابتدا بود از جود و جواد آنك تمييز نكند و كردارش بىغرض بود و فعلش بىسبب و اين حال دو پيغمبر شود صلوات اللّه عليهما يكى خليل و ديكر حبيب و اندر اخبار صحاحست كى ابراهيم خليل صلوات اللّه عليه چيزى نخوردى تا مهمانى نيامدى وقتى سه روز * بود تا كسى * نيامده بود كبرى * بر در سراى * وى آمد وى را كفت تو چه مردى * كفتا كبرى كفت برو كه مهمانى و كرامت مرا نشانى تا از حقّ تعالى به دو عتاب آمد كه كسى را كه من هفتاد سال بپروردم ترا * كرا نكند كه كردهء * فراوى دهى و چون پسر حاتم به نزديك پيغمبر صلع آمد پيغمبر رداء خود بركرفت و اندر زير وى بكسترانيد و كفت اذا اتاكم كريم قوم فاكرموه آنك تمييز كرد دو كرده دريغ داشت و آنك تمييز نكرد طيلسان نبوّت بساط كافرى كردانيد از آنچ مقام ابراهيم سخاوت بود و از ان پيغمبر جود عليهما السلام و نيكوترين مذهب اندرين آنست كه كفتهاند كه جود متابعت خاطر اوّل بود و اكر خاطر ثانى مر اوّل را غلبه كند علامت بخل باشد و اهل تحصيل مر آن را بزرك داشتهاند كه لا محاله خاطر اوّل از
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٤٠٩