تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
آنست كى با طاعات محبوب دست در آغوش كنى و از مخالفت وى اعراض كنى از آنچ هركاه كه دوستى اندر دل قوىتر بود فرمان دوست بر دوست آسان‌تر بود و اين * ردّ آن كروهست از ملحده كى كويند بنده اندر دوستى بدرجتى رسد كى طاعت از وى برخيزد و اين محال بود كه اندر حال صحّت عقل حكم تكليف از بنده ساقط شود از آنچ اجماعست كى شريعت محمّد مصطفى صلعم هركز منسوخ نشود و چون از يك كس روا باشد برخاستن آن در حال صحّت * از همه كس روا باشد و اين زندقهء محض باشد و باز مغلوب و معتوه را حكمى ديكرست و عذرى ديكر امّا روا باشد كه بنده را خداوند تعالى اندر دوستى خود بدرجتى رساند كى رنج كزاردن طاعت از وى برخيزد از آنچ رنج امر * بر مقدار محبّت آمر صورت كيرد هرچند كى محبّت قوىتر بود رنج طاعت سهل‌تر بود و اين طاهرست اندر حال پيغمبر صلع كى چون از حقّ به دو قسم آمد لعمرك وى چندان عبادت كرد به شب و روز كه از همه كارها بازماند و پاىهاى مبارك وى بياماسيد تا خداوند تعالى كفت
طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
و نيز روا بود كه اندر حال كزاردن فرمان رؤيت طاعت از بنده برخيزد كما كان للنبىّ عم و انّه ليغان على قلبى * حتّى كنت استغفر اللّه فى كلّ يوم سبعين مرة هر روزى هفتاد بار من بر كردار خويش استغفار كنم از آنچ به خود و به كردار خود * مىننكريست تا معجب شدى به طاعت خود * او تعظيم امر حقّ مىنكريست و مىكفت طاعت من سزاى وى نيست ، سمنون محبّ رض كويد ذهب المحبّون للّه بشرف الدنيا