تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
و مشاهدت بسته است ذكر اين در مذهب سهليان بايد جست آنك تايب را به خود قايم كويد نسيان ذنب وى را غفلت داند و آنك بحقّ قايم كويد ذكر ذنب وى را شرك نمايد و در جمله اكر تايب باقى الصفة باشد عقدهء اسرارش حلّ نكشته باشد و چون فانى الصفة باشد ذكر صفت و را درست نيايد موسى عم كفت تبت اليك در حال بقاء صفت و رسول صلع كفت لا احصى ثناء عليك در حال فناء صفت * فىالجمله ذكر وحشت اندر محلّ قربت وحشت باشد و تايب را بايد كى از خودى خود ياد نيايد كناهش چكونه ياد آيد و به حقيقت ياد كناه كناه بود از آنچ محلّ اعراضست و همچنانك * كناه محلّ اعراض است ياد آن * هم محلّ اعراض باشد * و ذكر غير آن همچنان و چنانك ذكر جرم جرم باشد نسيان او هم جرم بود از آنچ تعلّق ذكر و نسيان هر دو به تو * بازبسته است جنيد كفت رح كه كتب بسيار بر خواندم مرا چندان فايده نبود كه اندرين بيت
اذا قلت ما اذنبت قالت مجيبة * حياتك ذنب لا يقاس به ذنب
چون وجود دوستى اندر حضرت دوستى جنابت بود وصفش را چه قيمت بود و فىالجمله توبه تأييد ربّانى بود و معاصى فعل جسمانى چون بر دل ندامت اندر آيد بر تن هيچ آلت نماند كه ندامت دل را دفع كند چون در ابتدا فعل وى دافع توبه نبود چون بيامد اندر انتها نيز فعلش حافظ توبه نباشد و خداوند كفت عزّ و جلّ فتاب عليه انّه هو التوّاب الرّحيم