ما من شىء احبّ الى اللّه من شابّ تائب
نيست چيزى بر خداوند تعالى دوستتر از جوانى توبه كرده و نيز كفت صلعم
التائب من الذنب كمن لا ذنب له ثمّ قال اذا احبّ اللّه عبدا لم يضرّه ذنب ثمّ تلا
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ
تايب از كناه بىكناه شود و چون خداى تعالى بندهء را دوست دارد كناه وى را زيان ندارد كفتند علامت توبه چيست كفتا ندامت امّا آنچ كفت كناه مر دوستان را زيان ندارد يعنى بنده به كناه كافر نشود و اندر ايمانش خلل در نيايد و چون سرمايه را كناه زيان ندارد زيان معصيتى كى عاقبت آن نجات باشد به حقيقت زيان نباشد و بدانك توبه اندر لغت بمعنى رجوع باشد چنانك كويد تاب اى رجع پس بازكشتن از نهى خداوند تعالى بدانچ خوبست از امر خداوند تعالى حقيقت توبه بود و پيغمبر كفت عم الندم توبة پشيمانى توبه باشد و اين لفظى است كى شرائط توبه بجمله اندرين مودع است از آنچ يك شرط توبه را اسف است بر مخالفت و ديكر اندر حال ترك زلّت و سديكر عزم ناكردن به معاودت به معصيت و اين هر سه شرط اندر ندامت بستست كى چون ندامت * بحاصل آمد اندر دل اين دو شرط ديكر تبع آن باشد و ندامت را سه سبب باشد * چنانك توبه را سه شرط يكى چون خوف عقوبت بر دل سلطان شود و اندوه كردها بر دل صورت كيرد ندامت حاصل آيد و ديكر آنك ارادت نعمت بر دل مستولى شود معلوم كردد كه بفعل بد و نافرمانى آن نيابد از ان پشيمان