تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
مصرى كويد توبة العوامّ من الذنوب و توبة الخواصّ من الغفلة توبهء عامّ از كناه باشد و توبهء خاصّ از غفلت از آنچ عامّ را از ظاهر حال پرسند و خواصّ را از تحقيق معاملت از آنچ غفلت مر عوامّ را نعمتست و مر خواصّ را حجاب ، ابو حفص حدّاد رح كويد ليس للعبد فى التوبة شىء لانّ التوبة اليه لا منه از توبه به بنده هيچ‌چيز نيست از آنچ توبه از حقّ به بنده است نه از بنده بحقّ و بدين قول بايد كه تا توبه مكتسب بنده نباشد كه موهبهء بود از مواهب حقّ سبحانه و تعالى و تعلّق اين قول بمذهب جنيد باشد ، و ابو الحسن بوشنجه رض كويد * در توبه اذا ذكرت الذنب ثمّ لا تجد حلاوته عند ذكره فهو التوبة چون كناه را ياد كنى و از ياد كردن آن در دل لذّتى نيابى آن توبه باشد از آنچ ذكر معصيت * يا بحسرتى بود يا به ارادتى چون كسى به حسرت و ندامت معصيت خود ياد كند * تايبى باشد و هر كه به ارادت معصيت ياد كند عاصى باشد از آنچ در فعل معصيت چندان آفت نباشد كه اندر ارادت از انك فعل آن يك‌زمان بود و ارادتش هميشه پس آنك يك ساعت بتن با معصيت بود نه چنان باشد كه روز و شب بدل با آن صحبت كند ، ذو النون مصرى كويد رح التوبة توبتان توبة الانابة و توبة الاستجابة * فتوبة الانابة ان يتوب العبد خوفا من عقوبته و توبة الاستجابة ان يتوب حياء من كرمه توبه دو كونه باشد يكى توبهء انابت و ديكر توبهء استجابت توبهء انابت آن بود كه بنده توبه كند از خوف عقوبت خداى عزّ و جلّ و توبهء استجابت آنك توبه كند از شرم كرم خداى عزّ و جلّ تولّد خوف از كشف جلال بود و از ان حيا از نظارهء جمال پس يكى در جلال از آتش