تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
جست از دوستى غير به باطن نجات جويد و چون آب اندر دهان كند بايد كه دهان * از ذكر غير خالى كرداند و چون استنشاق كند بايد كه بوى شهوتها بر خود حرام كند و چون روى بشويد بايد كه از جملهء مالوفات يك‌باركى اعراض كند و بحقّ اقبال كند و چون دست بشويد بايد كه تصرّف از جملهء نصيبهاء خود منقطع كرداند و چون مسح سر كند بايد كه امور خود بحقّ تسليم كند و چون پاى بشويد بايد كه نيز جز * بر حقّ فرمان خداى تعالى نيّت اقامت نكند تا هر دو طهارت وى را حاصل آيد كى جملهء امور شرعى ظاهر به باطن پيوسته است چون ايمان قول زبان ظاهر و تصديق بدل * باطن حقيقت نيّت بدل و احكام طاعت بر تن پس طريق طهارت تفكّر و تدبّر بود اندر آفت دنيا و * دين از انك دنيا سراى غدّارست و محلّ فنا دل از ان خالى نشود جز به مجاهدت بسيار و مهم‌ّترين مجاهدتها حفظ آداب ظاهر است و ملازمت بران اندر همه احوال از ابراهيم خواصّ رح مىآيد كه كفت مرا از خداى تعالى عمر ابد مىبايد اندر دنيا تا همه خلق اندر نعمت بهشت مشغول كردند و * خدمت حقّ فراموش كنند و من اندر بلاء دنيا بحفظ آداب شريعت قيام كنم و حقّ را ياد دارم و مىآيد كه بو طالب جرمى چهل سال به مكّه مجاور بود اندر مكّه طهارت نكرد هر بار * از مكّه به طهارت از حدّ حرم بيرون آمدى كفتى زمينى را كه خداوند تعالى به خود اضافت كرده است من كراهيّت دارم كه آب مستعمل من بران زمين ريزد و از ابراهيم خواصّ رح مىآيد كه وى اندر جامع رى