تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
به معرفت حقّ باور داشت مؤمن بود و به حكم آنك مرا بجز اندرين كتاب درين باب سخن بسيارست اينجا بدين مقدار اقتصار كردم تا كتاب مطوّل نشود و * نيز اكر هدايت حقّ باشد اين مايه پسنده بود اكنون * با سر معاملات رويم و حجب آن كشف كردانيم * تا طالبان را فوائد باشد ان‌شاءالله

طهارت كشف الحجاب الرابع فى الطهارة

از پس ايمان نخستين چيز كه * بر بنده فريضه شود طهارت كردن بود مر كزارد نماز را و آن طهارت بدن بود از نجاست و جنابت و شستن سه اندام و مسح كردن بر سر بر متابعت شريعت و يا تيمّم در حال فقد آب يا شدّت مرض و * يا خوف مرض چنانك احكام اين معلومست پس بدانك طهارت بر دو كونه بود يكى طهارت ظاهر و ديكر طهارت دل چنانك بىطهارت بدن نماز درست نيايد بىطهارت دل معرفت درست نيايد پس طهارت تن را آب مطلق بايد به آب مشوب مشوّش و مستعمل نشايد طهارت دل را توحيد محض بايد به اعتقاد مختلط و مشوّش شايد پس اين طايفه پيوسته به ظاهر بر طهارت باشند و به باطن بر توحيد * كما امر النبىّ عم داوم على الوضوء يحببك حافظاك و قوله تعالى
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
پس هر كه به ظاهر بر طهارت مداومت كند ملايكه وى را دوست دارند و هر كه به باطن بر توحيد قيام كند خداوند