تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
و بحر و كوه و صحرا با * چندين صور و حركات و سكنات و علم و نطق و موت و حيات ايشان پس اين جمله را از صانعى چاره نبود و از دو سه مستغنى بودند * و يك صانع كامل حى عليم عالم قادر و مختار از شريكى با شركاء ديكر بىنياز چون فعل را از يك فاعل چاره نباشد و وجود دو فاعل مر يك فعل را احتياج * نه و لا محالة بايد تا يكى باشد بىشكّ و ريب بعلم اليقين و اين خلاف با ما ثنويان كردند باثبات نور و ظلمت و كبركان باثبات يزدان و اهرمن و طبايعان باثبات طبع و قوّت و افلاكيان باثبات هفت كواكب و معتزليان باثبات خالقان و صانعان بىنهايت و من ردّ جمله را دليلى كوتاه بكفتم و اين كتاب جاى اثبات كردن ترّهات * آن طوايف نيست و طالب اين علم را اين مسئله از * كتابى مطوّل‌تر بايد طلبيد كه كرده‌ام و آن را الرعاية بحقوق اللّه تعالى نام كرده‌ام و يا اندر كتب * مقدّمان اصول رضى اللّه عنهم اكنون بازكردم به رموزى كه مشايخ كفته‌اند اندر توحيد بتوفيق اللّه تعالى

فصل

از جنيد رض مىآيد كه كفت التوحيد افراد القدم عن الحدث توحيد دانستن قدم بود از حدث يعنى آنك قديم را محلّ حوادث ندانى و حوادث را محلّ قديم ندانى * و معلوم كردانى كه حقّ تعالى قديمست و تو ضرورتا محدثى از جنس تو هيچ‌چيز به دو نپيوندد و از صفات وى هيچ‌چيز اندر تو نياميزد كه قديم را با محدث مجانست نبود از آنچ قديم پيش از وجود حوادث بود و چون قبل وجود الحوادث قديم بمحدث محتاج نبود * تا بوده كشتى بعد وجود الحوادث به دو نيز محتاج نكردد
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 360 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى