تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
صفت * به دو صفت متحرّك * و ساكن * به دو متحرّك * و ساكن تا اندر به نيت استطاعت نيافريند و اندر دل ارادت بنده هيچ فعل نتواند كرد و فعل بنده بر مجازست و فعل * حقّ بر حقيقت ، و محمّد بن واسع كويد در صفت عارف رح من عرف اللّه قلّ كلامه و دام تحيّره * آنك بشناخت سخنش اندكست و حيرتش مدام از انك عبارت از چيزى توان كرد كه اندر تحت عبارت كنجد و اندر اصول عبارات را حدّى بود و چون معبّر محدود نباشد كه اساس عبارت بران نهند عبارت معبّر چكونه ثبات يابد و چون مقصود اندر عبارت نيايد و بنده را از وى چاره نباشد بجز حيرت دايم و را چه چاره باشد ، شبلى كويد رح حقيقة المعرفة العجز عن المعرفة حقيقت معرفت عجزست از معرفت چيزى كه از حقيقت بر بنده جز عجز * اندر آن نشان نكند و * روا باشد كه بنده را اندر ادراك آن به خود دعوى بيشتر نباشد از آنچ عجز و را طلب بود و تا طالب اندر آلت و صفت خود قايم است اسم عجز بر وى درست نباشد و چون اين آلت باوصاف برسد آنكاه فنا بود نه عجز و كروهى از مدّعيان اندر حال اثبات صفت آدميّت و بقاء تكليف صحّت خطاب و قيام حجّت خداوند بر ايشان كويند كه معرفت عجز بود و ما عاجز شديم و از همه بازماند و اين ضلالت * و خسران بود كوئيم كى اندر طلب چه چيز عاجز شديد و اين عجز را دو نشان بود و هر دو با شما نيست يكى نشان فناء آلت طلب و ديكرى اظهار تجلّى آنجا كه فناء آلت بود
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 354 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى