تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
برخيزد و اصول شرع مضطرب شود و حكم ردّت باطل كردد و تكفير بلعم و برصيصا و ابليس درست نيايد كه ايشان باتّفاق عارف بودند به خداى عزّ و جلّ چنانك از ابليس ما را خبر داد از حال طرد و رجم وى
فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
و به حقيقت * فبعزّتك و سخن كفتن و جواب شنيدن تقاضاء معرفت كند و عارف تا عارف بود از قطيعت ايمن باشد و قطعيت بزوال معرفت حاصل آيد و زوال علم ضرورتى صورت نكيرد و اين مسئلهء پرآفت است اندر ميان خلق و شرط آنست كى اين مقدار بدانى تا از آفت رسته باشى كه علم بنده و معرفت وى به خداوند تعالى جز باعلام و هدايت ازلى وى نيست و روا باشد كه يقين بندكان اندر معرفت كاه زيادت شود و كاه نقصان امّا اصل معرفت زيادت و نقصان * نشود كه زيادتش نقصان بود و نقصان هم نقصان و بشناخت خداوند تقليد نشايد كرد و وى را بصفات كمال بايد شناخت و آن جز بحسن رعايت و صحّت عنايت حقّ تعالى راست نيايد و دلايل و عقول بجمله ملك وىاند و اندر تحت تصرّف وى اكر خواهد فعلى را از افعال خود دليل يكى كند و وى را به خود راه نمايد و خواهد همان فعل را حجاب وى كرداند تا هم بدان فعل * از وى بازماند چنانك عيسى عم دليل كشت قومى را به معرفت و قومى را حجاب آمد از معرفت تا كروهى كفتند اين بندهء خدايست عزّ و جلّ و كروهى كفتند پسر خدايست عزّ و جلّ و بت و ماه و آفتاب همچنان كروهى * بحقّ دليل شد و كروهى هم بدان بازماندند و اكر دليل علّت معرفت بودى بايستى تا هر كه مستدلّ بودى عارف بودى و اين مكابرهء عيان باشد پس خداوند تعالى يكى را بركزيند و اشيا را جمله راه بران وى
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 350 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى