چيزى خواهند و نحويان اتّفاق اسامى لغوى و افتراق معانى آن و فقها جمع قياس و تفرقهء نصّ و يا برعكس اين و اصوليان جمع صفات ذات و تفرقهء صفات فعل امّا مراد اين * طايفه بدين نه اين جمله بود * كه ياد كرديم * كنون من مقصود اين طايفه بدين عبارات و اختلاف مشايخ بيارم تا ترا حقيقت اين معلوم كردد انشاءالله تعالى
جمع و تفرقه الكلام فى الجمع و التفرقة
جمع كرد خداى تعالى خلق را اندر دعوت قوله تعالى
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
آنكاهشان فرق كرد اندر حقّ هدايت و كفت قوله تعالى
وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
جمله را بخواند از روى دعوت و كروهى را براند به حكم اظهار مشيّت جمع كرد و جمله را فرمان داد و فرق كرد كروهى را بخذلان مطرود كرد بعضى را بتوفيق قبول كردانيد و نيز جمع كرد بنهى و فرق كرد كروهى را عصمت داد و كروهى را ميل آفت پس بدين معنى جمع حقيقت و سرّ معلوم و مراد حقّ باشد و تفرقه اظهار امر وى چنانك ابراهيم را فرمود كه حلق اسماعيل ببر و خواست كى نبرد ابليس را كفت سجده كن آدم را و خواست كى نكند * و نكرد و مانند اين بسيست الجمع ما جمع باوصافه و التفرقة ما فرّق بافعاله اين جمله انقطاع ارادت باشد و ترك تصرّف خلق اندر اثبات ارادت حقّ و اندرين مقدار كه ياد كرديم اندر جمع و تفرقه اجماعست مر جملهء اهل