تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و مشهورست كه يكى از مريدان ذو النون قصد با يزيد كرد چون * بدر صومعهء وى رسيد و در بزد با يزيد كفت كيستى و كرا خواهى كفت با يزيد را كفت بو يزيد كه باشد و كجاست و چه چيزست و من مدّتيست تا با يزيد را جستم و نيافتم چون آن‌كس بازكشت و حال با ذو النون بكفت كفت اخى بو يزيد رح ذهب فى الذاهبين الى اللّه يكى به نزديك جنيد رض آمد و كفت يك زمان به من حاضر شو تا سخنى چند با تو بكويم جنيد كفت اى جوانمرد تو از من چيزى مىطلبى كه * از ديرباز من همان مىطلبم سالهاست تا مىخواهم كى يك‌نفس بحقّ حاضر * باشم مىنتوانم اندرين ساعت به تو حاضر چون توانم بود پس اندر غيبت وحشت حجاب باشد و اندر حضور راحت كشف و اندر همه احوال كشف نه چون حجاب باشد و اندرين معنى شيخ ابو سعيد كويد رح
تقشّع غيم الهجر عن قمر الحبّ * و اسفر نور الصبح عن ظلمة الغيب
اندر فرق اين مشايخ را لطيفهء است حالى و از روى ظاهر قالى اين عبارات بهم نزديك * است كه چه حضور بحقّ و چه غيبت از خود و آنك از خود غايب نيست بحقّ حاضر نيست * و آنك حاضرست غايبست چنانك چون جزع ايّوب صلوات اللّه عليه اندر حال ورود بلا نه به خود بود كه اندر آن حال از خود غايب بود حقّ تعالى عين آن جزع را از صبر جدا نكرد * و كفت مسّنى الضرّ و خداوند تعالى فرمود *
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً