تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
حقّ جلّ جلاله مر دل طالب را مقهور كردانيد غيبت به نزديك وى چون حضور كردانيد و شركت و قسمت برخاست و اضافت به خود منقطع شد چنان كه يكى كويد از مشايخ رح شعر
و لى فؤاد و انت مالكه * بلا شريك فكيف ينقسم
چون دل را جز وى مالك نباشد اكر غايب دارد يا حاضر اندر تصرّف وى باشد و اندر حكم نظر به عين جمله برهان روش احباب اينست امّا چون فرق افتد مشايخ را رض اندرين سخنست كروهى حضور را مقدّم دارند بر غيبت و كروهى غيبت را بر حضور چنانك اندر سكر و صحو بيان كرديم امّا صحو و سكر بر بقيّت اوصاف نشان كند و غيبت و حضور * بر فناء اوصاف پس اين اعزّ آن بود اندر تحقيق و آنانك غيبت را مقدّم دارند بر حضور ابن عطاست و حسين بن منصور و ابو بكر شبلى و بندار بن الحسين و ابو حمزهء بغدادى و سمنون المحبّ رضى اللّه عنهم و جماعتى از عراقيان كويند كه حجاب اعظم اندر راه حقّ توئى چون تو از تو غايب شد آفات هستى تو اندر تو فانى شد و قاعدهء روزكار بكشت مقامات مريدان جمله حجاب تو شد و احوال طالبان جمله آفت‌كاه تو كشت اسرار زنّار شد مثبّتات اندر همّتست خوار شد چشم از خود و از غير فرودوخته شد اوصاف بشريّت اندر مقرّ خود به شعلهء قربت سوخته شد و صورت اين‌چنان باشد كى خداوند تعالى در حال غيبت تو مر ترا از پشت آدم بيرون آورد و كلام عزيز خود مر ترا بشنوانيد و به خلعت توحيد و لباس مشاهدت مخصوص كردانيد تا از خود غايب بودى بحقّ حاضر بودى بىحجاب چون به صفت خود حاضر شدى
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 320 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى