تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
برآيد و * يا بكلّى در سر آن شوند يا حال دنيا * بريشان سر آيد و * من خواستم تا اصل * اين سخن را مطوّل كردانم امّا خوف ملالت تو و نفرت طبع * مانع من * كشت تا عنان بر صوب اختصار تابيدم و * مر ملاحظى را بدين طريقت اين مقدار پسنديده بود و اللّه اعلم بالصواب

خرازيه امّا الخرّازيّة

تولّى خرّازيان بابى سعيد خرّاز رض كنند و وى را اندر طريقت تصانيف از هرست و اندر تجريد و انقطاع نشان عظيم داشت و ابتداء عبارات از حال فنا و بقا او كرد و طريقت خود را جمله اندرين دو عبارت مضمر كردانيد اكنون من * معنى آن بكويم و غلطهاء * كروهى اندر آن بيارم تا بدانى كه مذهب وى چيست * و مقصود اين طايفه ازين دو عبارت متداول چيست

فناء و بقاء الكلام فى الفناء و البقاء

قوله تعالى
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
و قوله تعالى
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
بدانك فنا و بقا * بر زبان علم بمعنى ديكر بود و * بر زبان حال بمعنى ديكر و ظاهريان اندر هيچ عبارت از عبارات متحيّرتر از ان نيند كه اندرين عبارت پس بقا * بر زبان علم * و مقتضاء لغت بر سه كونه باشد يكى بقائى كى طرف اوّل وى اندر فناست و طرف آخر اندر فنا چون اين جهان كى ابتدا نبود و در انتها نباشد و اندر وقت هست و ديكر بقائى كى هركز نبود و بوده كشت و هركز فانى نشود و آن بهشتست و دوزخ و آن جهان و اهل آن و سديكر بقائى كى هركز نبود * كه نبود و هركز نباشد * كه نباشد و آن بقاء حقّست و صفات
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 311 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى