سجده مىكند الّا همكان كويند * خداوند خانه را سجده مىكند و همه كويند كه ملائكه آدم را سجده كردند بر موافقت كلام * قوله تعالى
اسْجُدُوا لِآدَمَ *
ما فرموديم مر ملائكه را و كفتيم تا آدم را سجده كنند و چون * مؤمنان را امر كرد كفت و اسجدوا و اعبدوا ربّكم خداوند را سجده كنيد و بندكى وى را ميان اندر بنديد پس خانه نه چون آدم باشد مسافر چون خواهد كه بر پشت ستور خداوند را پرستد اكر روى به خانه نباشد معذور بود و مغمى عليه اكر دلائل قبله اندر بيابانى كم كنند روى به هر سو كه آرند فرمان كزارده باشند و ملائكه را اندر سجدهء آدم هيچ عذرى نبود آن يكى از خود عذرى نهاد ملعون * ابد كشت و خاكسار شد اين ادلّه واضح است آن را كه بصيرت بودش و نيز بدانك ملائكه چون * مضطرّىاند اندر حقّ معرفت كه مر ايشان را اندر خلقت شهوت نيست و اندر دل حرص و آفت نى * و زرقشان جبلّت نى غذاشان طاعتست و مشرب بر فرمان اقامتست باز اندر طينت آدمى شهوت مركّبست و ارتكاب معاصى از وى محتمل و زينت دنيا اندر دلش مؤثر و حرص و حيلت اندر طبعش منتشر شيطان را * در شخصش چندان سلطانست كى اندر عروق با خون همىكردد اندر مجارى آن و نفسى به دو مقرون كى داعى همه شرّها آنست پس كسى كه اين جمله وصف وجود * او باشد با امكان شهوت از فسق و فجور پرهيز كند * و با عين حرص از دنيا اعراض نمايد و