كفت هيهات ما را اندر ايشان هيچ تصرّف نيست هرچه اندر ايشان صورت كنيم آن همه ما باشيم و حقّ تعالى اثبات و نفى ايشان اندر درجتى نهاده است كى ديدهء خلق بدان نرسد پس همچنانك مرتبت اوليا از ادراك خلق نهانست مرتبت انبيا از تصرّف اوليا نهانست و ابو يزيد رض عجب روزكار مردى بوده است وى كويد سرّ ما را به آسمانها بردند به هيچچيز نكاه نكرد و بهشت و دوزخ وى را بنمودند به هيچچيز التفات نكرد و از مكوّنات و حجب بركذاشتند فصرت طيرا مرغى كشتم و اندر هواى هويّت * مىپريدم تا * بر ميدان احديّت مشرف شدم و درخت ازليّت اندر آن بديدم چون نكاه كردم آن همه من بودم كفتم بار خدايا با منى مرا به تو راه نيست و از خودى خود مرا كذر نيست مرا چه بايد كرد فرمان آمد كه يا با يزيد خلاص تو از توئى تو در متابعت دوست ما بستست ديده را به خاك قدم وى اكتحال كن و بر متابعت وى مداومت كن و اين حكايتى درازست و اين را اهل طريقت معراج با يزيد كويند و معراج عبارت بود از قرب پس معراج انبيا * از روى اظهار بود به شخص و جسد و از ان اوليا از روى همّت و اسرار و تن پيغمبران به صفا و پاكيزكى و قربت چون دل اوليا باشد و سرّ ايشان و اين فضلى ظاهرست و آنچنان بود كه ولى را اندر حال خود مغلوب كردانند
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٣٠٦