تا مست كردد آنكاه بدرجات سرّ وى را از وى غايب مىكردانند و بقرب حقّ مىآرايند و چون به حال صحو بازآيد آن جملهء براهين در دلش صورت كشته بود و علم آن مرو را حاصل آمده پس فرق بسيار بود ميان كسى كه شخص وى را آنجا برند كه فكرت ديكرى را و باللّه العون و التوفيق
فضل انبياء و اولياء بر ملائكه الكلام فى تفضيل الانبياء و الاولياء على الملائكة
* و المؤمنين ايضا باتّفاق اهل سنّت و جماعت و جمهور مشايخ طريقت رحمة اللّه عليهم اجمعين انبيا و آنان كى محفوظانند از اوليا از فرشتكان فاضلترند بخلاف معتزله كى ايشان ملايكه را * افضل از انبيا كويند * و كويند ايشان به رتبت رفيعترند و بخلقت لطيفتر و مر حقّ را تعالى و تقدّس مطيعتر بايد كى فاضلتر باشند كوئيم حقيقت خلاف صورت شماست كى تن مطيع و رتبت رفيع و خلقت لطيف مر فضل حقّ را جلّ جلاله علّت نباشد فضل آن را باشد كه حقّ تعالى نهاده باشد و اين جمله كه مىكويند مر ابليس را بود امّا باتّفاق ملعون و مخذول است پس فضل مر آن را بود كه خداوند تعالى و تقدّس وى را فضل نهد و از خلق بركزيند و دليل بر فضل انبيا آنست كى خداوند تعالى ملائكه را * به سجده كردن آدم فرمود و اين ضرورتست كى حال مسجود له عالىتر از حال ساجد بود و اكر كويند خانهء كعبه سنكيست جمادى و مؤمن * از وى فاضلتر و آن را سجده مىكند روا بود كه ملائكه نيز از آدم فاضلتر بوده باشند و او را سجده كردند كوئيم هيچكس نكويد مؤمن خانه را يا محراب يا ديوارى را