كروهى ديكر از مشبّهه تولّى بدين طريقت كنند و حلول و نزول حقّ بمعنى انتقال روا دارند لعنهم اللّه و بجواز تجربت بر ذات بارى تعالى بكويند و آن اندر آن دو مذهب مذموم كه وعده كردهام بيارم اندرين كتاب به تمامى انشاءالله تعالى ، و در جمله اين دو كروه كى مدّعى به اسلامند موافقاند اندر نفى تخصيص انبيا و براهمه و هر كه مر نفى تخصيص انبيا را اعتقاد كند كافر شود پس انبيا صلوات اللّه عليهم اجمعين داعيان و ائمّهاند و اوليا متابعان ايشان باحسان و محال باشد كى مأموم از امام فاضلتر بود و در جمله بدانك اكر احوال و انفاس روزكار جملهء اوليا اندر جنب يكقدم صدق نبى صورت كنى آن جمله متلاشى شود از آنچ * اين كروه مىطلبند و مىروند و * آن كروه رسيدهاند و يافته و بفرمان دعوت بازآمده و قومى را مىبرند و اكر كسى كويد ازين ملاحدهء مذكور لعنهم اللّه كه اندر عادت چنين رفته است كه چون رسول به كسى آيد از ملكى بايد * تا اين مبعوث اليه فاضلتر از وى باشد چنانك پيغمبران از جبرئيل فاضلترند اين صورت مر ايشان را خطاست كوئيم اكر ملكى رسولى فرستد به يك كس بايد تا مرسل اليه فاضلتر باشد چنانك جبرئيل را برسل فرستاد و ايشان هر يكى از وى فاضلتر بودند امّا چون رسول به جماعتى باشد و قومى لا محاله رسول فاضلتر از ان كروه باشد چنانك پيغمبران عليهم السلام از امم و اندرين هيچ عاقل را شبهت نيفتد * و اشكال در خاطر نيايد پس يك نفس انبيا فاضلتر از همه روزكار همه اوليا
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٣٠٤