السَّلْوى
ابر پيوسته بر سر ايشان سايه داشتى و منّ و سلوى هر شبى تازه پديدار آمدى اكر كسى كويد از منكران كى آن معجزهء موسى بود صلوات اللّه عليه * روا بود ما نيز كوئيم كه اين كرامت اوليا معجزهء محمّدست صلع اكر كويد كه اين در غيبتست واجب نكند كى اين معجزهء وى باشد و آن اندر وقت بود كوئيم موسى عم ازيشان غايب شد و بطور رفت همان حكم باقى مىبود * پس چه غيبت زمان و چه غيبت مكان چون آنجا معجز اندر غيبت مكان روا بود اينجا نيز * اندر غيبت زمان * روا بود و ديكر ما را خبر داد از كرامت آصف برخيا كه چون سليمان را عم * ارادت تخت بلقيس شد كى پيش از * آمدنش تخت ورا حاضر كنند خداوند تعالى خواست تا شرف وى بخلق نمايد و كرامت وى ظاهر كرداند و باهل زمانه نمايد كه كرامت اوليا جائز بود سليمان كفت عم كيست كى تخت بلقيس پيش از آمدنش اينجا حاضر كرداند قوله تعالى
قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ
آن عفريت كفت من بيارم آن تخت وى را پيش از انك تو ازين جايكاه برخيزى سليمان كفت زودتر ازين بايد آصف كفت
أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
من پيش از انك تو چشم بر هم زنى آن تخت و را اينجا حاضر كنم بدين كفتار سليمان صلع بر وى متغيّر نشد