چرا بخلق ندهى كفت اى سبحان اللّه من به خداى چه حجّت آرم كى حجاب از دل خود بركيرم و بر دل برادر مسلمانان بنهم شرط نباشد * در دين كه برادر مسلمان را از خود بتر خواهى و اين جمله حالت سكرست و شرح اين كفتهام امّا مراد اينجا اثبات كراماتست ، و باز جنيد و ابو العبّاس سيّارى و ابو بكر واسطى و محمّد بن على صاحب مذهب رضوان اللّه عليهم اجمعين برانند كه كرامت اندر حال صحو و تمكين ظاهر شود بيرون سكر از انك اولياء خداوند تعالى واليان عالم كردست و حلّ و عقد بديشان بازبسته و احكام عالم را موصول همّت ايشان كردانيده پس بايد تا صحيحترين همه رايها راى ايشان باشد و شفيقترين همه دلها دل ايشان اخصّ بر خلق خداى از آنچ ايشان رسيدكانند تلوين و سكر اندر ابتداء حال باشد چون بلوغ حاصل آمد تلوين * با تمكين بدل كردد آنكاه وى ولى بر حقيقت باشد و كرامات وى صحيح بود و اندر ميان اهل اين قصّه معروفست كه مر اوتاد را بايد تا هر شب بكرد جملهء عالم برآيند و اكر هيجا باشد كه چشم ايشان بر نيفتاده بود و خللى آنجا پديدار آيد آنكاه بقطب * بازكردند تا وى همّت بركمارد آن خلل از عالم ببركات وى * خداوند تعالى زائل كرداند و آنان كه كويند زر و كلوخ به نزديك وى يكسان شده است اين همه علامت سكر باشد و نادرستى ديدار و اين را بس شرفى نباشد شرف
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٢٨٨