تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
و انكار نكرد و وى را مستحيل نيامد و اين به هيچ حال معجزه نبود از انك آصف پيغمبر نبود لا محالة بايد كه كرامت باشد و اكر معجزه بودى اظهار آن بر دست سليمان عم بايستى و ديكر ما را خبر داد * از احوال مريم و زكريا * كه چون به نزديك * مريم در آمدى به تابستان ميوهء زمستان ديدى و به زمستان ميوهء * تابستان ديدى * تا كفت انّى لك هذا مريم كفت من عند اللّه و باتّفاق مريم پيغمبر نبود و نيز خداوند عزّ و جلّ ما را از حال به بيان صريح خبر داد
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا
و نيز احوال اصحاب الكهف و سخن كفتن سك با ايشان و خواب ايشان و تقلّب ايشان اندر كهف بر يمين و شمال لقوله تعالى
وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ
اين جمله افعال ناقض عادتست و معلومست كى معجزه نيست بايد كه كرامت بود و روا بود كى اين كرامت بمعنى استجابت دعوات بود بحصول امور موهوم اندر زمان تكليف و روا بود كه قطع بسيارى از مسافت بود اندر ساعتى و روا بود كه پديد آمدن طعامى بود از * جايكاهى نابيوس و روا بود كه اشراف بود اندر انديشه‌هاء خلايق و مانند اين ، و اندر احاديث صحيح از پيغمبر صلع حديث الغار آمده است و آن‌چنان بود كه روزى صحابه رضوان اللّه عليهم پيغمبر صلع را كفتند يا رسول اللّه ما را از عجايب افعال امم ماضيه چيزى بكوى وى كفت پيش از شما سه كس به جائى مىرفتند چون * شب درآمد قصد غارى كردند و
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 292 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى