تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
اشارتى كرد به آسمان چيزى خوردنى پديدار آمد بخورديم و محمّد على سؤالى كرد و آن مرد * در ان باب سخن بسيار كفت چنانك من يك كلمه از ان فهم نكردم چون زمانى بود دستورى خواست و بازكشت و مرا كفت * يا با بكر برو كه سعيد ابد كشتى چون زمانى بود بترمذ بازآمديم من وى را كفتم ايّها الشيخ آنچه جاى بود و آن مرد كه بود كفت آن تيه بنى اسرائيل بود و آن مرد قطب مدار عليه بود كفتم ايّها الشيخ اندرين ساعت از ترمذ چكونه به تيه رسيديم كفت يا با بكر ترا كار * با رسيدنست نه با پرسيدن و با چكونكى و اين علامت صحّت صحو باشد نه از ان سكر اكنون اين مختصر كرديم كه اكر بتفصيل اين مشغول شويم و اخوات اين را شرح دهيم كتاب مطوّل شود و از مقصود بازمانيم پس بعضى از دلايل كى تعلّق آن * بدين كتابست بذكر كرامات و حكايات ايشان موصول كردانم تا به خواندن آن مريدان را تنبيه باشد و علما را ترويح و محقّقان را مذاكرات و عوامّ را زيادت يقين و رفع شبهت

كرامات الكلام فى ذكر كراماتهم

بدانك چون حجّت عقل ثابت شد بر صحّت كرامات و دليل بر ثبوت آن قايم شد بايد تا دليل كتابى نيز ترا معلوم كردد و آنچ آمده است اندر اخبار صحاح كه كتاب و سنّت * بر صحّت كرامت و افعال ناقض عادت بر دست اهل ولايت ناطقست و انكار آن جمله انكار حكم نصوص باشد از ان جمله يكى آنك در نصّ كتاب ما را خبر داد قوله تعالى
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 290 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى