پيش ازين كفتيم كى * باجماع امّت بنده بكبيره از ايمان بيرون نيايد و ولايتى از ولايتى ديكر اولاتر نيست چون ولايت معرفت كه اصل همه كرامتهاست به معصيت زائل نشود محال باشد كه آنچ كمتر از آنست اندر شرف و كرامت به معصيت زائل شود و اين اختلاف اندر ميان مشايخ دراز شده است اينجا مراد من اثبات آن جمله نيست امّا مهمّترين چيزها اندر معرفت اين باب آنست كى بدانى بعلم يقينى كى اين كرامت بر ولى اندر چه حال ظاهر شود اندر حال صحو يا در حال سكر و اندر غلبه و يا تمكين و شرح صحو و سكر اندر ذكر مذهب ابو يزيد رح به تمامى بياوردهام ابو يزيد و ذى النون المصرى و محمّد بن خفيف و حسين بن منصور و يحيى بن معاذ رض و جماعتى برانند كى اظهار كرامت بر ولى بجز اندر حال سكر وى نباشد * و آنچ اندر حال صحو باشد آن معجز انبيا بود و اين فرقى واضح است ميان معجز و كرامات اندر مذهب ايشان كى اظهار كرامت بر ولى اندر سكر وى باشد كى وى مغلوب باشد و * پرواى دعوى ندارد و اظهار معجز بر نبى اندر حال * صحو وى * باشد كه وى تحدّى كند و خلق را به معارضهء آن خواند و صاحب معجز محيّر بود ميان دو طرف حكم يكى اظهار وى آنجا كه خواهد و ديكر كتمان آن و باز اوليا را اين نباشد زيراك كاهى * بود كه ايشان بخواهند و نباشد و كاهى كه نخواهند و بباشد از آنچ
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٢٨٥