بوده موصول بكرامت ولى و سخت نادرست كه اندر غيبت نبى غيرى را * برهان نمايد و اندر حضور ولى مر غير وى را از كرامت ولى نصيبى باشد و به حقيقت منتهى ولايت را جز مبتدى آن بشناسد و آن راهب از مكتومان بود چون سحرهء فرعون پس ابراهيم صدق معجز نيى مى اثبات كرد و آن ديكر هم صدق نبوّت مىطلبيد و هم عزّ ولايت خداوند تعالى بحسن عنايت خود مقصود وى حاصل كردانيد و اين فرقى ظاهرست ميان كرامت و اعجاز و اندرين سخن بسيارست اين كتاب بيش ازين تحمّل نكند و اظهار كرامت بر اوليا كرامتى ديكر بود و شرط آن كتمانست نه اظهار بتكلّف و شيخ من كفت رح كى اكر ولى ولايت ظاهر كند و بدان دعوى كند مر صحّت حالش را زيان ندارد و امّا تكلّف وى باظهار آن رعونت باشد و اللّه اعلم
معجزه الكلام فى اظهار جنس المعجزة على يدى من يدّعى الالهيّة
اتّفاق كردهاند * مشايخ ابن طايفه و جملهء * اهل سنّت و جماعت بر آنك روا باشد فعلى ناقض عادت مانند معجزه و كرامت پيدا آيد بر دست كافرى كى اسباب شبهت * از ظهور آن منقطع باشد و كس را اندر كذب وى شكّ نماند و ظهور آن فعل * بر كذب وى ناطق باشد * و اين چنان بود كه فرعون چهار صد سال عمر يافت كى اندر آن ميان وى را بيمارى نبود و آب از پس وى به بالا برشدى و چون بايستادى آب بايستادى و چون برفتى آب