تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
برفتى * و همچنين علامات هيچ عاقل را شبهت نيفتاد كى وى در دعوى خدائى * كاذب و كافر بود از انك مضطرّند عقلا كه خداوند تعالى مجسّم و مركّب نيست و اكر ازين افعال بسيار بر وى پديدار آمدى عاقل را بر كذب دعوى وى * شبهتى نماندى و آنچ از شدّاد صاحب ارم و از نمرود روايت آرند هم ازين جنس هم برين قياس مى كن و مانند اين مخبر صادق ما را خبر داد كه اندر آخر الزمان دجّال بيرون آيد و دعوى خدائى كند و دو كوه يكى بر راست و يكى بر چب وى مىرود اين كى بر راست بود جايكاه نعيم بود و آنكه بر چب بود جايكاه عذاب و عقوبت بود خلق را به خود دعوت كند آنك به دو نكرود وى را عقوبت كند خداوند تعالى بسبب ضلالت وى مر خلق را مىميراند * و زنده مىكرداند و اندر عالم امر مطلق كسترانيده باشد اكر بجاى آن صدچندان از افعال ناقض عادت بر وى پديدار آيد عاقل را اندر آن هيچ شبهت نيفتد كى عاقل را به ضرورت معلوم بود كى خداوند تعالى بر خر نه‌نشيند و متغيّر و متلوّن نباشد و اين را حكم استدراج خوانند و نيز روا باشد كه * بر دست مدّعى رسالتى كى كاذب بود فعلى پديدار آيد ناقض عادت كى آن دليل كذب وى باشد بر دست صادق علامت صدق وى باشد امّا روا نباشد كه فعلى پديدار آيد كى اندر آن كسى را شبهتى افتد كى * چون اثبات شبهت جائز باشد * صادق را از كاذب باز نتوان شناخت و * آنكاه
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 283 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى