تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
آن جز * بر نبى روا نباشد اين معتاد كردد و عين حجّت ترا بر اثبات معجزه اثبات كرامت باطل كند كوئيم اين امر بر خلاف صورت تست كى مر ترا اعتقاد كشتست * از آنچ اعجاز عادات خلق را ناقض است و * چون كرامت ولى عين معجز نبى بود و همان برهان نمايد كه معجز نبى نمود * اعجاز مر اعجاز را نقض نكند نديدى كى چون حبيب را كافران به مكّه بر دار كردند رسول عم به مدينه بود اندر مسجد نشسته وى را همىديد و با صحابه مىكفت آنچ با وى همىكردند و خداى تعالى حجاب از پيش چشم حبيب نيز برداشت تا وى نيز پيغمبر را عم بديد و بر وى سلام كفت سلام وى را خداوند تعالى بكوش رسول عم رسانيده و جواب رسول صلع * مر حبيب را رض بشنوانيد و دعا كرد تا روى وى به قبله كشت بس آنك پيغمبر عم وى را بديد از مدينه و وى به مكّه فعلى بود ناقض عادت و معجز بود و آنچ وى رض پيغمبر را عليه الصلاة بديد از مكّه هم فعلى بود ناقض عادت و كرامت وى و باتّفاق رؤيت غايب ناقض عادتست پس هيچ فرق نبود ميان غيبت زمان و غيبت مكان چه كرامت حبيب اندر حال غيبت مكان از پيغمبر صلع وجه كرامت متاخّران اندر حال غيبت * از وى اين فرق سخت مبينست و برهان ظاهر واضح مر استحالت مضادّت كرامت و اعجاز را از آنچ كرامت جز اندر حال تصديق صاحب معجزه ثابت نشود و جز بر دست مؤمن مصدّق مطيع پيدا نيايد از آنچ كرامت امّت معجز پيغمبر است عم از آنچ شرع وى باقيست بايد تا حجّت وى نيز باقى باشد پس اوليا كواهانند بر صدق
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 279 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى