تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
مخصوص نهاد يك شب مر پيغمبر خود را از مكّه به بيت المقدّس رسانيد و از آنجا تا بقاب قوسين و زوايا و خباياء عالم به دو نمود چون بازآمد هنوز بسيارى از شب مانده بود و * در جمله در حكم ايمان خاصّ بود * و اخصّ بود * و نفى تخصيص مكابرهء عيان بود چنانك بر دركاه ملك دربان و حاجب و ستوربان و وزير بود هرچند كه اندر حكم چاكرى يكسان باشند امّا بعضى را خاصيّتست پس هرچند كه در حقيقت ايمان يكسان باشند مؤمنان امّا يكى عاصى بود و ديكرى مطيع يكى عالم و يكى عابد پس درست شد كه انكار تخصيص انكار كلّ معانى بود و اللّه اعلم

فصل

و مشايخ را رح * هر يكى در تحقيق عبارت از ولايت رمزيست آنچ ممكن شود از عبارات رموزشان بيارم تا فايده تمام‌تر شود ان‌شاءالله عزّ و جلّ ، ابو على جوزجانى كفت رح الولىّ هو الفانى فى حاله الباقى فى مشاهدة الحقّ لم يكن له عن نفسه اخبار و لا مع غير اللّه قرار ولى آن بود كه فانى بود از حال خود و باقى به مشاهدت حقّ ممكن نكردد مرو را كى از خود خبر دهد و يا جز به خداوند بيارامد زيرا كى خبر بنده از حال بنده باشد چون احوال فانى شد و را از خود خبر دادن درست نيايد و با غير حقّ آرام نيابد كى از حال خود وى را خبر دهد از آنچ خبر كردن غير را از حال حبيب كشف ستر حبيب باشد و كشف ستر حبيب بر غير حبيب محال بود و نيز چون اندر مشاهدت باشد رؤيت غير محال باشد و چون رؤيت غير نباشد قرار با خلق چكونه
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 272 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى