قيام كرد و صفات خداى و رؤيت وى را منكر شد و مؤمن را خلود در دوزخ روا داشت و بجواز تكليف بر مجرّد عقل بىورود رسل و نزول كتب مقرّ آمد وى ولى بود به نزديك همه مسلمانان اين * چنين كس ولى بود امّا ولى شيطان و كويند اكر ولايت كرامت واجب كردى بايستى تا همه مؤمنان را كرامت بودى از آنچ در ايمان مشتركند و چون در اصل مشترك باشند بايد تا در فروع نيز مشترك باشند و آنكاه كويند كى روا باشد كى مؤمن و كافر را كرامت بود آن چون كرسنكى باشد اندر سفرى كى ميزبانى پديد آيد و يا * ماندهء كى كسى وى را * بر ستورى نشاند و مانند اين و كويند اكر روا بودى كه كسى مسافتى به يك شب قطع كردى بايستى تا پيغمبر را بودى چون پيغمبر عم قصد مكّه كرد خداوند تعالى فرمود
وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ
كوئيم قول شما باطلست * باطلاق آنچ حقّ تعالى فرمود
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا
الآية امّا معنى حمل اثقال و اجتماع صحابه به رفتن از مكّهء آن بود كه كرامات خاصّ است نه عامّ و اكر ايشان جمله به مكّه رفتندى عامّ كشتى و ايمان غيبى ضرورى كشتى و كلّ * احوال و احكام برخاستى از آنچ ايمان محلّ عمومست اندرو * مطيع و عاصىاند * و ولايت اندر محلّ خصوص * پس خداوند تعالى آنچ حكم * اندر محلّ عموم نهاد پيغمبر را صلع بر موافقت ايشان حمل اثقال فرمود و آنچ حكم اندر محلّ