تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
خلق برتابند تا هم وى ولى ايشان باشد و هم ايشان اولياى وى و روا باشد كى يكى را ولايتى دهد به اقامت كردن بر طاعت وى و وى را اندر حفظ و عصمت نكاه دارد تا وى * بر طاعت وى اقامت كند و از مخالفتش بپرهيزد و شيطان از حسن وى بكريزد و روا بود كه يكى را ولايتى دهد تا حلّش اندر ملك حلّ بود و عقدش عقد دعايش مستجاب بود و انفاسش مقبول بود كما قال النبىّ عم ربّ اشعث اغبر ذى طمرين لا يؤبه به لو اقسم على اللّه لأبرّه و معروفست اندر خلافت * امير المؤمنين عمر رض رود نيل بر عادت خود بايستاد از آنچ اندر جاهليّت هر سال كنيزكى آراسته در وى انداختندى تا روان شدى عمر رض بر كاغذ پارهء نبشت كى اى آب اكر به خود ايستاده‌اى روا نباشد اكر بفرمان خداى عزّ و جلّ ايستاده‌اى عمر مىكويد برو چون كاغذ اندر آب انداختند آب * روان كشت و اين امارت بر حقيقت بود پس مراد من اندر ولايت و اثبات آن آنست كى بدانى كه اسم ولى مر آن‌كس را روا بود كه اين معانى مذكور اندر وى موجود باشد چنانك و را اين حال بود كه كفتيم نه قال و پيش ازين مشايخ رح اندرين كتب ساخته‌اند و * از عزيزى زود نيست كشت اكنون من * عبارات آن پير بزركوار را كى صاحب مذهبست جمال دهم چنانك اعتقاد من بدان مهترست رض تا ترا فوائد بسيار بحاصل شود و بجز تو آن را نيز كه سعادت خواندن اين كتاب باشد از طالبان اين طريقت ان‌شاءالله عزّ و جلّ

فصل

بدان قوّاك اللّه كه اين متداولست ميان خلق و كتاب و سنّت بدان ناطقست لقوله تعالى