تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
تقدير چيزى خود را كسب كند و اين هر دو روا نباشد كى تقدير بجهد متغيّر نشود و هيچ كارى بىتقدير نيست و همىآيد كى شبلى رح بيمار شد طبيبى به نزديك وى آمد كفت پرهيز كن كفت از چه چيز پرهيز كنم از چيزى كه روزى منست يا * از چيزى كى روزى من نيست اكر پرهيز از روزى مىبايد كرد نتوان و اكر از غير روزى آن خود به من ندهند لانّ المشاهد لا يجاهد و اين مسئله به احتياط به جائى ديكر بيارم ان‌شاءالله

حكيميه امّا الحكيميّة

* تولّى حكيميان بابى عبد اللّه محمّد بن على حكيم الترمذى رض كنند وى يكى از ايمّهء وقت بود اندر جملهء علوم ظاهرى و باطنى و وى را تصانيف * و نكت بسيارست و قاعدهء سخن و طريقش بر ولايت بود و عبارت از حقيقت آن كردى و از درجات اوليا و مراعات ترتيب آن و * او خود على حده بحريست بيكرانه با عجوبات بسيار و ابتداء كشف مذهب وى آنست كى بدانى كى خداوند تعالى را اولياست كى ايشان را از خلق بركزيده است و همّتشان از متعلّقات بريده و از دعاوى نفس و هواشان واخريده و هركسى را بر درجتى قيام داده و * درى از معانى بر ايشان كشاده و اندرين معنى سخن بسيارست و چند اصل او را شرح بايد داد تا معلوم كردد اكنون من بر سبيل اختصار تحقيق اين ظاهر كنم و اسباب و اوصاف سخن مردمان را اندر آن بيارم

ولايت الكلام فى اثبات الولاية

بدانك قاعده و اساس طريقت تصوّف و معرفت جمله بر ولايت و اثبات آنست كى جملهء مشايخ رض اندر حكم اثبات آن موافقند امّا هر كسى بعبارتى ديكركون بيان اين ظاهر كرده‌اند و محمّد بن على رض مخصوصست