كفران * رسد پس حجاب و اصلان و رفعتكاه مريدان و محلّ اعراض طالبان هواست و مامورست بنده بخلاف كردن آن و منهى از ارتكاب بر آن * كما يقال لانّ من ركبها هلك و من خالفها ملك كما قال اللّه تعالى
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى
و قال النبىّ عم
اخوف ما اخاف على امّتى اتّباع الهوى و طول الامل
و از ابن عبّاس رض مىآرند اندر تفسير قول خداى عزّ و جلّ
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ
اى ان الهوى إله معبود ويل بران كى دون حقّ هواى وى معبود ويست و همه همّت وى روز و شب طلب رضاى هواى ويست و هواها جمله بر دو قسمست يكى هواى لذّت و شهوت و ديكر هواى جاه خلق و رياست آنك متابع هواى لذّتى باشد اندر خرابات بود و خلق از فتنهء وى ايمن بوند امّا آنك متابع جاه و * رياست بود اندر صوامع و دواير * بود پس آن فتنهء خلق باشد كه خود از راه افتاده باشد و خلق را نيز به ضلالت برده فنعوذ باللّه من متابعة الهوى پس آن را كه كلّ حركت هوا باشد و بمتابعت آن وى را رضا باشد دور باشد از حقّ اكرچه * در مسجد با شما باشد و باز آن را كى از هوا برينش بود و از متابعت آن كريزش بود نزديك بود بحقّ اكرچه اندر كنشت بود ابراهيم خواصّ كويد رض كى وقتى شنيدم كى اندر روم راهبى * هست كى هفتاد سالست تا در ديرست به حكم رهبانيّت كفتم اى عجب شرط رهبانيّت چهل سال بود اين مرد بچه شرف هفتاد سال بر ان دير بياراميدست قصد وى كردم چون به نزديك دير وى رسيدم دريچهء باز كرد و مرا كفت يا