معاملتى دهد و اين با صحبت مترسّمان * زمانه راست نيايد كى اكر در معصيت رياء ايشان موافقت نكنى دشمن تو كردند فنعوذ باللّه من الجهل و الضلالة
قصاريه امّا القصّارية
تولّى قصّاريان بابى صالح حمدون بن احمد بن عمارة القصّار رض كنند و وى از * علماء بزرك بوده است و سادات اين طريقت * و طريق وى اظهار و نشر ملامت بودست و اندر فنون معاملات او را كلام عاليست وى كفتى رض بايد كه تا علم حقّ تعالى به تو نيكوتر از ان باشد كه علم خلق يعنى بايد كه اندر خلا با حقّ تعالى معاملت نيكوتر از ان كنى كه اندر ملا با خلق كى حجاب اعظم از حقّ شغل دل تست * با خلق و * بباب الملامة اندر ابتداء كتاب بياوردهام بدان اختصار كردم مر ترك تطويل را و از نوادر حكايات وى يكى آنست كى كويد روزى اندر جويبار حيرهء نيسابور مىرفتم نوح نام عيّارى بود به فتوّت معروف و جملهء عيّاران نيسابور * در فرمان وى بودندى وى را اندر راه بديدم كفتم يا نوح جوانمردى چه چيزست كفت جوانمردى من خواهى يا از ان تو كفتم هر دو بكوى كفت جوانمردى من آنست كى اين قبا بيرون كنم و مرقّعهاى بپوشم و معاملات آن برزم تا صوفى شوم و از شوم خلق اندر ان جامه از معصيت بپرهيزم و جوانمردى تو آنك مرقّعه بيرون كنى تا تو بخلق و خلق به تو فتنه نكرديد پس جوانمردى من حفظ شريعت بود بر اظهار و از ان تو حفظ حقيقت بر اسرار و اين اصلى قويست باللّه العون و التوفيق *
طيفوريه امّا الطيفوريّة
اين كروه تولّى بابو يزيد طيفور بن عيسى البسطامى رض كنند و وى از رؤسا متصوّف بود