تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اندر راه حقّ و حقّ كزاردن و رعايت كردن وى مر آن مقام را تا كمال آن را ادراك كند چندانك صورت بندد بر آدمى و روا نباشد كه از مقام خود اندر كذرد * بى از انك حقّ آن بكزارد چنانك ابتداء مقامات توبه باشد آنكاه انابت آنكاه زهد آنكاه توكّل و مانند اين و روا نباشد كه بىتوبه دعوى انابت كند و بىزهد دعوى توكّل كند و خداى تعالى ما را خبر داد از جبرئيل عم كه وى كفت و ما منّا الّا له مقام معلوم هيچ‌كس نيست از ما الّا كه و را مقامى معلومست و باز حال معنى باشد كى از حقّ بدل پيوندد بىآنك از خود آن را بكسب دفع توان كرد چون بيايد و يا بتكلّف جذب توان كرد چون برود پس مقام عبارت بود از راه طالب و قدمكاه وى اندر محلّ اجتهاد و درجت وى به مقدار اكتسابش اندر حضرت حقّ تعالى و حال عبارت بود از فضل خداوند تعالى و لطف وى بدل بنده بىتعلّق مجاهدت وى بدان از آنچ مقام از جملهء اعمال بود و حال از جملهء افضال و مقام از جملهء مكاسب و حال از جملهء مواهب پس صاحب مقام به مجاهدت خود قايم بود و صاحب حال از خود فانى بود قيام وى بحالى بود كى حقّ تعالى اندر وى آفريند و مشايخ رض اينجا مختلفند كروهى دوام حال روا دارند و كروهى روا ندارند و حارث محاسبى رض دوام حال روا دارد و كويد محبّت و شوق و قبض و بسط جمله احوالند اكر دوام آن روا نباشدى نه * محبّ محبّ باشدى و نه مشتاق مشتاق و تا اين حال بنده را صفت نكردد اسم آن بر بنده واقع نشود و از آنست كى وى رضا را از جملهء احوال كويد و اشارت آنچ ابو عثمان كفتست برينست منذ اربعين سنة ما اقامنى اللّه على حال
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 225 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى