تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
اندر مقابلهء اختيار حقّ ابو عثمان حيرى كويد رض منذ اربعين سنة ما اقامنى اللّه فى حال فكرهته و ما نقلنى الى غيره فسخطته چهل سالست تا خداوند تعالى مرا اندر هر حال كه * داشته است مكره نبوده‌ام * و از هيچ حال مرا به حال * ديكر نقل نكرده است كى من اندر آن حال ساخط بوده‌ام و اين اشارت بدوام رضا و كمال محبّت بود و اندر حكايات مشهورست كه درويشى اندر دجله كرفتار شد و سباحت ندانست يكى كفت از كنارهء كى خواهى تا كسى را بياكاهانم تا * ترا بركشد كفتا نه كفت خواهى تا غرقه شوى كفتا نه كفت پس چه خواهى كفت آنچ حقّ خواهد مرا با خواست چه كارست و مشايخ را رض اندر رضا سخن بسيارست باختلاف عبارات امّا قاعده اين دو اصل است كى ياد كردم و ترك تطويل را برين اختصار كردم امّا اينجا بايد كى فرق ميان مقام و احوال بكويم و حدود آن بيارم تا بر تو و خوانندكان كتاب ادراك اين معانى آسان‌تر شود و اين حدّ را بدانند ان‌شاءالله

حال و مقام * الفرق بين المقام و الحال

بدانك اين دو لفظ مستعملست اندر ميان اين طايفه و جارى اندر عباراتشان و متداول اندر علوم و بيان محقّقان و * مر طالب را از علم اين چاره نيست و اين باب نه جاى اثبات اين حدّها بود امّا چاره نبود از معلوم كردانيدن اين اندرين محلّ و اللّه اعلم بدانك مقام برفع ميم اقامت بود و * بنصب ميم محلّ اقامت اين تفصيل و معنى در لفظ مقام سهوست و غلط در عربيّت مقام بضمّ ميم اقامت باشد و جاى اقامت باشد و مقام بفتح ميم قيام باشد و جاى قيام نه جاى اقامت بنده باشد
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 224 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى