تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
بنده باشد بعلم خداوند عزّ و جلّ و اعتقاد وى كى خداوند تعالى در همه احوال به دو بيناست و اهل اين بر چهار قسمتند كروهى آنانك از حقّ تعالى راضىاند به عطا و آن معرفتست و كروهى آنانك راضىاند به نعما و آن دنياست * و كروهى آنان كى راضىاند به بلا و آن محن كوناكونست و كروهى آنانك راضىاند به اصطفا و آن محبّتست پس آنك از معطى به عطا نكرد آن را بجان قبول كند * و چون * قبول كرد كلفت و مشقّت از دل زائل شود و آنك از * عطا بمعطى نكرد به عطا بازماند و بتكلّف راه رضا رود و * اندر تكلّف جمله رنج و مشقّت بود و معرفت آنكاه حقيقت بود كه بنده مكاشف بود اندر حقّ معرفت چون معرفت و را حبس و حجاب باشد آن معرفت نكرت بود و آن نعمت نقمت و آن عطا * غطا و باز آنك به دنيا از وى راضى شود وى اندر هلاك و خسران بود و آن رضاى وى بجمله نيران بود از آنچ باسرها بدان نيرزد كى دوستى خاطر بدان كمارد و يا هيچ كونه اندوه آن بر ضميرش كذر كند و نعمت آن نعمت بود كى بمنعم دليل بود چون از منعم حجاب باشد آن نعمت بلا بود و باز آنك به بلا از وى راضى باشد آن بود كى اندر بلا مبلى را بيند و مشقّت آن به مشاهدت مبلى بتواند كشيد و رنج آن به مسرّت مشاهدت دوست برنج ندارد و باز آنك * به اصطفاى دوست راضى باشد آن محبّان وىاند كه اندر رضا و سخط هستى ايشان عاريت بود و منازل دلهاى ايشان بجز حضرت نباشد و سراپردهء اسرار ايشان جز در روضهء انس نه حاضرانى باشند غايب و وحشيانى عرشى جسمانى روحانى موحّدان ربّانى
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 221 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى