عقلا * را نجاح و خداوندان مروّت را تنبيه و مرا ثواب دو جهانى و باللّه العون و التوفيق و حسبنا اللّه و نعم الرفيق
محاسبيه امّا المحاسبية
تولّى محاسبيان بابى عبد اللّه الحارث بن الأسد المحاسبى است رض و وى باتّفاق همه اهل زمانهء خود مقبول النفس و القول بود و عالم باصول و فروع حقايق سخن وى اندر تجريد توحيد رود بصحّت معاملت ظاهرى و باطنى و نادرهء مذهب وى آنست كى رضا را از جملهء مقامات نكويد كويد * كه آن از جملهء احوالست و اين خلاف ابتدا وى كرد آنكاه اهل خراسان اين قول كرفتند و عراقيان كفتند كى رضا از جملهء مقاماتست و اين نهايت توكّلست و تا امروز ميان قوم اين خلاف باقيست و اكنون ما مر اين قول را بيان كنيم انشاءالله
حقيقت رضا * الكلام فى حقيقة الرضا
و در بيان اين مذهب شرط آنست كى نخست حقيقت رضا اثبات كنيم و اقسام آن فرونهيم آنكاه حقيقت حال و مقام و فرق ميان * هر دو بياريم انشاءالله عزّ و جلّ امّا بدانك كتاب و سنّت * بذكر رضا ناطقست و امّت بران مجتمعاند لقوله تعالى
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ *
قوله تعالى
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ
و قوله عم
ذاق طعم الايمان من قد رضى باللّه ربّا و رضا
* بر دو كونه باشد يكى رضاء خداوند از بنده و ديكر * رضاى بنده از خداوند تعالى و تقدّس امّا حقيقت رضاى خداوند عزّ و جلّ ارادت ثواب و نعمت و كرامت بنده باشد و حقيقت رضاى بنده اقامت بر فرمانهاء وى و كردن نهادن مر احكام وى را پس رضاء خداوند تعالى مقدّمست * بر رضاى بنده كى تا توفيق وى