شيطانى و الهام حقّ كفت الهام آن بود كى ترا كفتند فوطه پاره كن تا پاى بو سعيد سرد نيابد وسواس آنك ترا منع كرد و ازين جنس از وى متواترست و * مراد ما نه اينست و اللّه اعلم
ابو الفضل محمد بن حسن ختلى [ ابو الفضل محمّد بن الحسن الختلى ]
و منهم زين اوتاد و شيخ عباد ابو الفضل محمّد بن الحسن الختلى رض اقتداء من درين طريقت بدوست عالم بود بعلم تفسير و روايات و اندر تصوّف مذهب جنيد داشت و مريد حصرى بود و صاحب * سر وى بود و از اقران ابو عمرو قزوينى بود و ابو الحسن سالبه و شست سال به حكم عزلتى صادق بكوشها اندر مىكريخت و نام خود از ميان خلق كم كرده بود و بيشتر بجبل لكام بودى عمرى نيكو يافت و روايات و براهين بسيار داشت امّا لباس و رسوم متصوّف نداشتى و با اهل رسم شديد بود و من هركز مهيبتر از وى نديدم از وى شنيدم كه كفت الدنيا يوم و لنا فيها صوم دنيا يك روزست و ما اندر آن روز به روزهايم يعنى از ان هيچ نصيب نمىكيريم و اندر بند وى * مىنياييم ز آنچ آفت آن بديدهايم و بر حجب آن واقف شده و از ان اعراض كرده وقتى من بر دست وى آب مىريختم مر طهارت را اندر خاطرم بكذشت كى چون كارها بتقدير و قسمتست چرا آزادان خود را بندهء پيران كنند كفت اى پسر دانستم * كى چه انديشيدى بدانك هر حكمى را سببى است چون حقّ تعالى خواهد كى عوان بچهء را تاج * كرامت بر سر خواهد نهاد