هركز آن عدم را وجود نباشد از آنچ هرچه هست از مقامات و كرامات جمله محلّ حجاب و بلايند و آدمى عاشق حجاب خود شده نيستى اندر ديدار بهتر از آرام با حجاب و چون حقّ جلّ جلاله هستى است كى عدم بر وى * روا نيست زيان اندر ملك وى اكر * نيستى كرداندم كى هركز مران نيستى را هستى نباشد و اين اصلى قويست اندر صحّت فنا و اللّه اعلم
ابو القاسم على اليبكركانى [ ابو القاسم على اليبكركانى ]
و منهم قطب زمانه و در زمانهء خود يكانه ابو القاسم على اليبكركانى رض و ارضاه اندر وقت خود بىنظير است و اندر زمانه بىبديل وى را ابتدا سخت نيكو * بودست و اسفارى * سخت به شرط معاملت و اندر وقت وى * روى دل همه اهل دركاه بدوست و اعتماد جمله * برو از طالبان و اندر كشف وقايع مريدان آيتيست ظاهر و بفنون علم عالمست و مريدان وى هر يكى عالمى را زينتىاند و از پس او مرو را خلفى نيكو ماند انشاءالله كى مقتداء قوم باشد و آن لسانالوقتست ابو على الفضل ابن محمّد الفارمدى ابقاه اللّه كى نصيب خود اندر حقّ آن بزرك فرود * كذاشته باشد و از كلّ اعراض كرده و حقّ تعالى و تقدّس مرو را ببركات خود زبان حال آن سيّد كردانيده روزى من پيش خدمت شيخ نشسته بودم و احوال و نمودهاى خود مىشمردم به حكم آنك روزكار خود را برو سره كنم كى ناقد وقتست و وى رض آن به حرمت مىشنيد و مرا نخوت كودكى و آتش جوانى بر كفتار آن حريص