غيره مريد آن بود كى هيچچيز نخواهد مر خود را الّا آنك حقّ تعالى وى را خواسته باشد و مراد آنك هيچچيز نخواهد از كونين بجز حقّ تعالى پس راضى به ارادت حقّ تارك ارادت بايد تا وى مريد باشد و محبّ را خود ارادت نباشد تا وى را مراد باشد آنك حقّ را خواهد جز آن نخواهد كه او خواهد و آنك حقّ و را خواهد وى جز حقّ را نخواهد پس رضا از مقامات ابتدا بود و محبّت از احوال انتها و نسبت مقامات بتحقيق عبوديّتست و مشرب درجات به تأييد ربوبيّت و چون چنين باشد مريد به خود قايم بود و مراد بحقّ قايم بود و اللّه اعلم
ابو عباس قاسم بن مهدى سيارى [ ابو العبّاس القسم بن مهدى السيّارى ]
و منهم خزينهدار توحيد و سمسار تفريد ابو العبّاس القسم بن مهدى السيّارى رض از ائمّهء وقت بود و عالم بعلوم ظاهر و حقايق صحبت ابو بكر واسطى كرده بود و از مشايخ بسيار ادب كرفته اظرف قوم بود اندر صحبت و ازهد ايشان اندر آفت وى را كلام عاليست و تصانيف ستوده از وى مىآيد كه كفت التوحيد * ان لا يخطر بقلبك ما دونه توحيد آن بود كه دون حقّ را بر دلت خطر نبود و خاطر مخلوقات را بر سرّت كذر نباشد و مر صفو معاملت را * كدر نباشد از آنچ انديشهء * غير از اثبات ايشان باشد و چون غير ثابت شد حكم توحيد ساقط كشت و اندر ابتدا وى از خاندان علم و رياست بود و از اهل مرو اندر جاه كس را بر اهل بيت وى تقدّم نبود از پدر ميراث بسيار يافت جملهء آن را بداد و دو تار موى پيغمبر صلع بستد خداوند تعالى ببركات آن وى را توبه داد و بصحبت ابو بكر واسطى رح افتاد و بدرجتى رسيد كى امام صنفى از متصوّفه شد و چون از دنيا