تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
وى را اشارات لطيفست و ستوده * كما قال واحد من المشايخ المتاخّرين ثلاثة من عجايب الدنيا اشارات الشبلي و نكت المرتعش و حكايات جعفر وى از كبار قوم اهل و سادات طريقت بود ابتدا پسر حاجب الحجّاب خليفه بود اندر مجلس خير النسّاج رح توبه كرد و تعلّق ارادت بجنيد كرد و بسيارى از مشايخ * را ديده بود از وى مىآيد كه كفت در معنى قول خداى عز و جلّ قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم اى ابصار الرءوس عن المحارم و ابصار القلوب عمّا سوى اللّه بكو مر مؤمنان را تا چشم سر نكاه دارند از نظر به شهوت و چشم دل نكاه دارند از انواع فكرت بجز انديشهء رؤيت پس متابعت شهوت و ملاحظهء محارم از غفلت است و معصيت مهين مر اهل غفلت را آنست كى از عيوب خود جاهل باشند و آنك اينجا جاهل بود آنجا هم جاهل بود * لقوله تعالى
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى
و به حقيقت تا حقّ تعالى ارادت شهوت از دل كسى پاك نكند چشم سر از غوامض آن محفوظ نكردد و تا ارادت خود اندر دل كسى اثبات نكند چشم سر از نظر به غير محفوظ نكردد از وى همىآيد كى روزى به بازار اندر آمد قومى كفتند هذا مجنون وى كفت رض انا عندكم مجنون و انتم عندى اصحّاء فزادنى اللّه فى جنونى و زاد فى صحّتكم من به نزديك شما ديوانه‌ام و شما به نزديك من هشيار جنون من از شدّت محبّتست و صحّت شما از غايت غفلت پس خداوند اندر ديوانكى من زيادت كناد تا قربم بر قرب زيادت شود و در هشيارى شما زيادت كناد تا بعدتان بر بعد زيادت كردد و اين قول از غيرت بود
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 196 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى