تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
بود * و چون بحقّ نسبت كردى اندر مقامات كشف و برهان و عصمت و ولايت افتادى آن يك نسبت به آفت بشريّت بود و اين ديكر نسبت تحقيق عبوديّت نسبت آدم اندر قيامت منقطع شود و نسبت عبوديّت هميشه قايم بود تغيّر * بدان راه نيابد چون بنده خود را به خود * يا بآدم نسبت كند كمال اين آن بود كه كويد انّى ظلمت نفسى و چون بحقّ نسبت كند آدمى محلّ آن بود كى حقّ تعالى كويد يا عباد لا خوف عليكم اليوم و اللّه اعلم

ابو الحسن على بن ابراهيم حصرى [ ابو الحسن على ابن ابراهيم الحصرى ]

و منهم سرور سرّ سالكان طريق و جمال جانهاى اهل تحقيق حقّ ابو الحسن على ابن ابراهيم الحصرى رح و رض از محتشمان احرار دركاه حقّ تعالى بود و از كبراء ائمّهء متصوّفه اندر زمانهء خود بىنظير بود وى را كلام عاليست و عباراتى خوش اندر كلّ معانى از وى مىآيد كه كفت دعونى فى بلائى هاتوا ما لكم الستم من اولاد آدم الّذى خلقه بيده و نفخ فيه من روحه و اسجد له ملائكته ثمّ امره بامر فخالف اذا كان اوّل الدنّ درديّا كيف يكون آخره بكذاريد مرا بلاء من نه شما از فرزندان آدميد آنك حقّ تعالى او را * بيد قدرت خود بيافريد بتخصيص خلقت و بجان بىواسطهء غير و را زنده كرد و ملايكه را فرمود تا وى را سجده كنند پس * وى را فرمانى فرمود در ان فرمان مخالف شد چون اوّل خنب دردى بود آخرش چكونه باشد يعنى چون آدمى را به دو باز كذارند همه مخالفت باشد امّا چون عنايت * خود بوى فرستد همه محبّت باشد پس حسن عنايت حقّ بر شمر و قبح معاملت خود با آن مقابله كن و پيوسته عمر اندرين كذار و باللّه العون و العصمة اينست نشان بعضى از ذكر مقدّمان