يعنى هر كه به خداوند تعالى پسندكار باشد معرفتش مصفّا شود و هر كه چنك اندر معاملت تقوى زند خلقش نيكو كردد اندر دنيا و آخرت كما قال النبىّ عم
من كثر صلاته بالليل حسن وجهه بالنهار
هر كه را نماز شب بسيار بود رويش اندر روز نيكو باشد و اندر خبر ديكرست كى در قيامت متّقيان مىآيند وجوههم نور على منابر من نور با رويهاء منوّر بر تختهاء از نور و هر كه طريق احتما بر دست كيرد تنش از علّت و نفسش از شهوت محفوظ باشد و اين سخنان جامع است و نيكو و اللّه اعلم
ابو عباس احمد بن سهل بن عطاء آدمى [ ابو العبّاس احمد بن محمّد بن سهل الآدمى ]
و منهم شيخ ظرفا و قدوهء اهل صفا ابو العبّاس احمد بن محمّد بن سهل الآدمى رض از بزركان مشايخ بود و از محتشمان ايشان و پيوسته محترم بود در ميان اقران خود و عالم بود بعلوم تفسير و قرائت و زبانى داشت اندر فهم و لطائف قرآن كه وى بدان مخصوص بود و از كبار مريدان جنيد بود و با ابراهيم مارستانى صحبت داشته بود ابو سعيد خرّاز وى را حرمتى تمام داشتى و جز وى كسى را بتصوّف مسلم نكردى از وى مىآيد كه كفت السكون الى مالوفات الطبائع يقطع صاحبها عن بلوغ درجات الحقائق آرام كرفتن با چيزى كى طبايع را با آن الف بود مرد را از درجات حقايق بيفكند يعنى هر كه با مالوفات طبع بيارامد از حقيقت بازماند از آنچ طبايع ادوات و آلات نفسند و نفس محلّ حجابست و حقيقت محلّ كشف و هركز مريد محجوب و ساكن مكاشف نباشد پس ادراك حقايق اندر اعراض مالوفات طبايع بستست * و الف طبع