تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
ولايتست و بر ظنّ اعتماد مىكنند پندارند كى آن يقينست و با رسم مىروند و پندارند حقيقتست و از هوا مىكويند پندارند كه آن مكاشفتست از آنچ پنداشت از سر آدمى بيرون نرود مكر به رؤيت جلال حقّ يا جمال وى كه اندر اظهار جمال وى همه وى را بينند پنداشتشان فانى شود و اندر كشف جلال خود را نبينند پنداشتشان سر برنيارد و اللّه اعلم

ابو محمد احمد بن محمد جريرى [ ابو محمّد بن احمد بن الحسين الجريرى ]

و منهم باسط علوم و واسط رسوم ابو محمّد بن احمد بن الحسين الجريرى رض از صاحب سرّان جنيد بود و صحبت سهل بن عبد اللّه * دريافته بود و از همه اصناف علوم خبر داشت اندر فقه امام وقت بود و اصول نيك دانست و اندر طريقت تصوّف بدرجتى بود كى جنيد كفت مريدان مرا ادب آموز و رياضت فرماى و از پس جنيد ولى عهد وى بود كه به جايكاه وى نشست از وى مىآيد كه كفت دوام الايمان و قوام الاديان و صلاح الابدان فى خلال ثلث الاكتفاء و الاتّقاء و الاحتماء فمن اكتفى باللّه صلحت سريرته و من اتّقى ما نهى اللّه عنه استقامت سيرته و من احتمى ما لم يوافقه ارتاضت طبيعته فثمرة الاكتفاء صفو المعرفة و عاقبة الاتّقاء حسن الخليقة و غاية الاحتماء اعتدال الطبيعة دوام ايمان و پاى داشت دين و صلاح تن اندر سه چيز بستست يكى پسنده كردن و ديكر پرهيز كردن و سديكر غذا نكاه داشتن هر كه به خداى تعالى بسنده كند سرّش بصلاح باشد و هر كه از * مناهى وى بپرهيزد سيرتش نيكو كردد و هر كه غذاى خود نكاه دارد نفسش رياضت يابد پس پاداش اكتفا صفو معرفت باشد و عاقبت تقوى حسن خليقت و غايت احتما اعتدال طبيعت