تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
به دو رضا به احكام وى از آنچ فقر فقد سبب بود و غنا وجود سبب و بىسبب با حقّ بود و با سبب با خود پس مسبّب محلّ حجاب آمد و ترك اسباب محلّ كشف و جمال دو جهان اندر كشف و رضاست و سخط همه عالم اندر حجاب و اين بيانى واضحست اندر تفضيل فقر و اللّه اعلم

ابو محمد عبد الله بن خبيق سابق انطاكى [ ابو محمّد عبد اللّه بن خبيق ]

و منهم سالك طريق ورع و تقوى و اندر امّت بزهد يحيى ابو محمّد عبد اللّه بن خبيق رض از زهّاد قوم بود و متورّعان ايشان اندر كلّ احوال وى را روايات عاليست اندر حديث و مذهب ثورى داشت اندر فقه و معاملت و حقيقت آن و اصحاب وى را ديده بود و با ايشان صحبت كرده و كلام وى اندر معاملات اين طريقت لطيفست ، از وى مىآيد كه كفت من اراد ان يكون حيّا فى حياته فلا يكن الطمع فى قلبه هركه خواهد كه اندر زندكانى خود زنده باشد كو دل را سكنى طمع مكن تا * از كلّ آزاد * شود از انك طمّاع مرده باشد اندر بند طمع خود پس طمع اندر دل چون طبع باشد بر دل و لا محالة دل مختوم مرده باشد بخ‌بخ آن دلى كى از دون حقّ مرده بود و بحقّ زنده بود از آنچ * خداوند تعالى ذلّ را بيافريد و طمع ذلّ بود و عزّ را آفريد * و ذكر عزّست چنان كه * هم وى كفت خلق اللّه تعالى القلوب مساكن الذكر فصارت مساكن الشهوات و لا يمحو الشهوات من القلوب الّا خوف مزعج او شوق مقلق خداوند تعالى دلها را موضع ذكر كردانيد چون با نفس صحبت كردند مساكن شهوات شدند پاك نكرداند شهوات را از دل * الّا خوفى بىقرار او شوق بىآرام پس خوف و شوق دو قايمهء ايمانند