تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
ثمّ رجعت اليه ثمّ تركنى العمل فلم ارجع اليه از عمل دست بداشتم آنكاه بدان بازكشتم پس عمل دست * از من بداشت نيز بدان بازنكشتم از انك هر چيزى كى ترك آن تكلّف و كسب بنده باشد ترك آن اولاتر باشد از فعل آن اندر صحّت اين اصل كه جملهء اكتساب محلّ آفاتند و قيمت آن معنى را باشد كى بىتكلّف از غيب اندر آيد و اندر هر محلّ كه * اختيار شود و بنده بدان متّصل شود لطيفهء حقيقت از ان زائل شود پس ترك و اخذ بر بنده * هيچ‌چيز * درست نيايد از آنچ عطا و زوال از خداوندست تعالى و تقدّس و بتقدير وى چون عطا آمد از حقّ اخذ آمد و چون زوال آمد ترك آمد و چون چنين آمد قيمت مر آن را باشد كه قيام اخذ و ترك بدانست نه آنك بنده باجتهاد جالب و دافع آن باشد پس هزار سال اكر مريد بقبول حقّ كويد چنان نباشد كه يك لمعه حق بقبول وى كويد كى اقبال لا يزال اندر قبول ازل بستست و سرور سرمد اندر سعادت سابق و بنده را بخلاص خود جز بخلوص عنايت حقّ راه نيست و بس عزيز بندهء باشد كى اسباب را مسبّب از حال وى دفع كند و اللّه اعلم

ابو صالح حمدون بن احمد قصار نيشابورى [ ابو صالح حمدون * بن احمد بن عمّارة القصّار ]

و منهم قدوهء اهل ملامت و رضا داده به بلا از سلامت ابو صالح حمدون * بن احمد بن عمّارة القصّار رض از قدماء مشايخ بود و متورّعان ايشان و اندر فقه و علم به درجهء اعلى بود و مذهب ثورى داشت و اندر طريقت مريد ابو تراب نخشبى بود و از ان على نصرابادى و وى را رموز رقيق اندر معاملات و كلام دقيق اندر مجاهدت ، همىآيد كى چون شان وى اندر علم بزرك شد ائمّه
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 156 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى