تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
نفى عبارتست از تحقيق معنى چنانك كفتيم پس اولاتر آن بود كى عبارت از زبان منفى باشد از آنچ در كتاب عبارتى مكتوبست و بر زبان عبارتى جارى و عبارتى از عبارتى اولاتر نباشد و مرا چنين صورت بندد كى احمد بن ابى الحوارى رح اندر غلبهء حال خود مستمع نيافت و شرح حال خود بر * كاغذپارها نبشت چون بسيار فراهم آمد اهل نيافت تا نشر كردى به آب فروكذاشت و كفت نيكودليلى تو امّا چون مرا مراد برآمد از تو مشغول شدن به تو محال بود و نيز احتمال كند كى وى را كتب بسيار جمع آمده بود از اوراد و معاملات بازمىداشت و مشغول مىكردانيد شغل از پيش خود برداشت و فراغت دل طلبيد مر معنى را و به ترك عبارات بكفت

ابو حامد احمد بن خضرويه بلخى [ ابو حامد احمد بن خضرويه البلخى ]

و منهم سرهنك جوان‌مردان و آفتاب خراسان ابو حامد احمد بن خضرويه البلخى رض بعلوّ حال و شرف وقت مخصوص بود و اندر زمانهء خود مقتداء قوم و پسنديدهء خاصّ و عامّ بود و طريقش ملامت بودى و جامه برسم لشكريان پوشيدى و فاطمه كى عيال وى بود اندر طريقت شانى عظيم داشت وى دختر امير بلخ بود چون وى را ارادت توبه پديدار آمد باحمد كس فرستاد كى مرا از پدر بخواه وى اجابت نكرد كس فرستاد كى يا احمد من ترا * مرد آن نپنداشتم * كى راه حقّ بزنى راهبر باش * نه راه‌بر احمد * كس فرستاد و وى را از پدر بخواست پدرش به حكم تبرّك وى را باحمد خضرويه داد و فاطمه به ترك * مشغولى دنيا بكفت و به حكم عزلت * با احمد بياراميد تا احمد را قصد زيارت خواجه با يزيد افتاد فاطمه با وى برفت چون پيش با يزيد آمد برقع از روى بر
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 149 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى